تبليغاتX
سالاد کلمات

سالاد کلمات

پرداخت خسارت

سکانس پرداخت خسارت

 ساعت هشت صبح کلانتری .....

۱-سلام

۲-سلام علیکم(ع باید از ته حلق ادا بشه)

۱-ببخشید آقا من اومدم برای خسارت ناشی از حوادث اخیر، آخه رئیس پلیس دیشب تو تلویزیون گفت هرکی خسارت دیده بیاد. حتی گفت که تا حالا هفتاد میلیون تومن به خسارت دیده ها پرداخت شده

۲-برو تو صف هر وقت نوبتت شد

هشت ساعت بعد

۲- چی داشتی ؟

۱- یعنی چی  چی داشتی ؟

۲- منظورم اینه که خسارتت چی بوده ؟

۱- والا آقا ما با داداشمون رفته بودیم جیب بری !!!!که یه دفه برادران پلیس ریختن و مارو زدن ما هم فرار کردیم ولی خداییش خیلی بدجور کتک خوردیم

۲- وقتی میگم چی داشتی منظورم همینه ای.....با باتوم زدنت؟

۱-آره جناب سر....

۲-هرچی کتک خودی رو اینجا بنویس

۱-۷تا باتوم پلاستیکی( ۲،۳ تاش خورد تو سرمون)

۲-دوازده تا باتوم چوبی

۳-۲۲تا چماق

۴- ۳تا کابل

۵-۸تا مشت

۶- ۱۳تا لگد به اقصی نقاط بدن

۷- ۱۰،۱۲ تا کمربندم تو نماز جمعه خوردم

۲- بسیار خب. چماق و کمربند و  مشت لگدش به اینجا مربوط نمیشه

 فردا صبح بایدبری همین قرارگاه .....الله اونجا پرداخت میکنند

۱۲تا باتوم چوبی داشتی از قرار هرکدوم دو هزار تومن،

در این بین یکی دیگر از سر... ران وارد میشود و آقای دزد داستان ما رو میشناسه

۳- جناب سر... ایشون آشناست کمی دست بالا بگیر بنده خدا محتاجه

۲- چشم قربان

 ۱۲ تا باتوم چوبی از قرار هر کدوم ۲۵۰۰ تومن  میشه به عبارتی سی هزار

۷تا باتوم پلاستیکی بقرار هر باتوم دو هزار (فی بازارهزاره ولی به خاطر جناب سر... ۲۰۰۰زدم )میشه ۱۴۰۰۰

سه تا کابل داشتی (راستی کابلا به کجات خورده )

۱- آقا دوتاش به پشتم حورد یکیشم تو صورتمون

۲- باشه بابا هر سه تاشو تو صورت حساب میکنم

سه تا ۴۰۰۰تومنم میکنه به عبارتی دوازده هزار تومن

۲- سرکار اون ماشین حسابو وردار بیار اینجا ببینم

۳- بفرمائید قربان

۲-۳۰۰۰۰+۱۴۰۰۰+۱۲۰۰۰

میکنه به عبارتی ۵۶۰۰۰ تومن

این فیشو بگیر قردا صبح اول وقت بیا حسابداری خسارتتو پرداخت کنن

بعدی .....

بعدی.....

آقا ببخشید این پسر همسایه ما کشته شده به اونم خسارت پرداخت میکنید؟

 برو بگو خودش بیاد

بعدی.....  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 22:27  توسط احمد  | 

الله اکبر!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:59  توسط احمد  | 

آزادشون کنید

بادوستان نشسته بودیم همینجوری پیشنهاد نوشتن مطلبی در مورد بازداشت شدگان وقایع اخیر را داد

خیلی فکر کردم که من چه چیز با ارزشی می تونم بنویسم و نوشته من چقدر کمک می کنه به کم شدن درد ورنج خانواده های اونها ( درد و رنج خودشون رو اگه زیاد نکنه کم نمیکنه)

اما این وظیفه انسانی رو دوشم سنگینی میکنه

نمیدونم از چی بنویسم از کی بنویسم و از کجا

از حمزه غالبی و دوستی چند ساله و جلسات اعوان وشب نشینی ها بنویسم

از عماد بهاور و رفاقت چندین ساله

از سمیه توحیدلو و آشنایی چند ساله

از سعید نورمحمدی و زویا حسنی و شهاب طباطبایی وهمکاری چند ماهه

از ابطحی و دیداری چند ساعته

نمیدونم، واقعا نمیدونم چی بنویسم

فقط می خواهم که آزادشون کنید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 10:49  توسط احمد  | 

هفتصد تومني

دو نفر با هم قرار گذاشتند که پول تقلبی چاپ كنند

اوليه گفت پانصد تومني چاپ مي كنيم .

دومي گفت نه،پانصد تومني كمه هزار تومني چاپ كنيم .

باز اولي گفت :نه،هزار تومني خيلي تابلو ميشه  

بعد هردو با هم تصميم گرفتند كه هفتصد تومني چاپ كنند

ظاهرا دوستان تو اين انتخابات يك هفتصد تومني تا نخورده سبزناقابل چاپ كردند و نميدونند چه جوري خرجش كنند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 15:0  توسط احمد  | 

شعر" سیاه"

این شعر سروده یک نوجوان سیاه پوسته من که خیلی لذت بردم

وقتي به دنيا ميام، سياهم

وقتي بزرگ ميشم، سياهم 
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم

 وقتي مي ترسم، سياهم


وقتي مريض ميشم، سياهم

 وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم


و تو، آدم سفيد

 
وقتي به دنيا مياي، صورتي اي

وقتي بزرگ ميشي، سفيدي

وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي

وقتي سردت ميشه، آبي اي

وقتي مي ترسي، زردي

وقتي مريض ميشي، سبزي

و وقتي مي ميري، خاکستري اي


و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 13:32  توسط احمد  | 

خواست و وظیفه تاریخی ملت

چند سال پیش در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برنامه ای باعنوان "پوپولیسم" برگزارشد.یکی از سخنرانان این مراسم دکتر اباذری بود که در قسمتی از صحبت هایش درموردنقد مردم ازسوی جریانات روشنفکری درعصر مشروطه سخن گفت واینکه باپررنگ شدن حضورتوده هاعرصه سیاست کم کم این نقدهاهم رنگ باخته واخیرا تبدیل تعریف وتمجید شده است .

در این چند وقت اخیر تمامی کسانی که تلاش کرده اندتاخاتمی را راضی کنندکه در عرصه انتخابات حاضر شودبر یک نکته به زعم خودشان بنیادی تاکید داشته اند و آن اینکه :

خاتمی نمی تواند و نباید"خواست تاریخی " "ملت"ایران را نادیده بگیرد .

خواست تاریخی ملت ترجیع بندتمامی دعوتها و تلاشهایی بوده است که دراین مدت به دنبال حضور خاتمی بوده اند.

نکته مسئله اینجاست که این خواست یا حق تاریخی این ملت درارتباطی دوسویه با وظیفه تاریخی همین ملت شکل میگیردوساخته می شود.البته یادآوری و بیان این وظیفه تکلیف تاریخی جریانات مرجع بوده است که به قول اباذری فراموش شده است .  

سوال :وظیفه تاریخی این ملت چیست وچراهیچ کدام ازجریانات روشنفکری ومذهبی وسیاسی درکشورما به این وظیفه نمی پردازند؟

با نگاهی کوتاه به تاریخ معاصر همین ملت درخواهیم یافت که مردم ما هیچگاه به وظایف خود به عنوان شهروند واقف نبوده وبه آن عمل نکرده اند.انقلاب مشروطه،ملی شدن صنعت نفت وکودتای 28 مرداد،دولت مرحوم بازرگان وانتخاب احمدی نژادنمونه های از عدم شناخت ودرک ملت ازموقعیت زمانی ومکانی خود بوده است که بیش از آنکه ناشی ازضعف توده های مردمی باشدخبرازناتوانی جریانات روشنفکری ما درنقدوهدایت این توده ها دارد.(البته انقلاب اسلامی در این میان یک استثناست).

اکنون خاتمی به این خواسته تاریخی ملت پاسخ گفته است وپابه عرصه گذاشته است واکنون وظیفه ملت است تا ضمن پافشاری براین خواست خود به وظیفه تاریخی خودعمل کند و ازاین مهم ترگروههای مرجع همچون دانشجویان اساتید و فعالان اجتماعی و سیاسی و مذهبی هستند که می بایست با نقدعملکردتوده هاومردم وهمچنین امتناع ازقرار دادن آنهادرجایگاهی غیر واقعی به هدایت آنها پرداخته و به روشنگری بپردازندو ازقراردادن خوددرمسیرجریانات توده ای بپرهیزند.

هرگونه عدول ازاین وظیفه تاریخی منجربه تاخیردربرآوردن همان"خواست تاریخی" خواهد شد.  

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10:7  توسط احمد  | 

سوتی

این هم پوستر جشنواره فجر در دولت احمدی !!!!خوب دقت کنید!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 9:50  توسط احمد  | 

سه نقطه...

۱- دیروز رفته بودم یک نمایشگاه کتاب باعنوان" کودک و نوجوان و دفاع مقدس"!!!به طور اتفاقی به کتابی برخوردم تحت عنوان"یک روز یک مرد "که حاوی خاطراتی بود از زندگی شهید حاج داوود کریمی.

نکته جالب این کتاب بخش زندگینامه شهید بود.

"داوود دوره دبستان را درمحله نازی آبادخوانداما وضع خانواده مجبورش کردبه سراغ کار برودو درنوجوانی شاگرد کارگاه تراشکاری شدو همین پیشه را تا پایان عمر ادامه داد. زمان انقلاب و جنگ برای مدتی دست از تراشکاری کشیدو وارد سپاه شداما همینکه جنگ تمام شددوباره سرکار اول خود بازگشت.... "

به اون چندنقطه پایانی جمله دقت کنید. به نظر این چندنقطه تلاش می کندتا فریادبرآمده از زندان بواسطه اعتراض با برخوردهای صورت گرفته با آیت الله منتظری و همچنین درد و رنج سالهای بیماری و مجروحیت را نشنود و از یاد ببرد.

به نظر می رسد کل تاریخ ما به همین شکل نوشته شده است و سراسر آن مملو از این نقطه هاست.

۲-داشتم تو فایلهای کامپیوترم دنبال یک مطلبی می گشتم که به این فایل فلاش برخوردم خیلی برام جالب بود.یک تجدید خاطره از چند سال قبل که تا حدودی به فضای امروز ما هم نزدیک بود. ببینیدش بد نیست 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 7:2  توسط احمد  | 

انتظار مرگ

در جغرافیای ذهنی همه انسانها دو مفهوم جایگاه ویژه ای دارندیکی"مرگ"و دیگری"انتظار".

دو مفهومی که به شکلی عجیب و دست نیافتنی در هم عجین شده اند.مسیر زندگی انسانها پر از انتظارهای کوچک و بزرگ است .

انتظاربرای تولد،انتظاربرای رشد،انتظاربرای دانشگاه،انتظاربرای عشق وانتظار..... ودر نهایت "انتظار مرگ"

منتظر ماندن برای رسیدن دیو ترسناک مرگ پوشی است که تمامی انتظارات کوچک وبزرگ را درخود جای داده و می بلعد.

بزرگترین ومتناقض ترین مفهوم انتظار،انتظارمرگ است.

بزرگ زیراباآمدنش تمامی انتظارات دیگرراپایان می دهد

انتظار مرگ متناقض است چون انتظار امیدمی آفریند و مرگ ناامیدی

زیست انسانی همواره باامیدجریان داردوامیددرپیوندی ناگسستنی بامفهوم انتظار.

از سوی دیگر درنقطه دوردست درسیر زندگی مرگ بادنیایی از راز،دلهره و تقدس انتظار انسانی رامی کشدکه سعی داردبا فراموشی آن پایان غم انگیز درخود امیدرا زنده کند.

افسوس که بافراموشی انسان،"انسان" ازیاد نمی رود.   

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 11:10  توسط احمد  | 

یک "کریتیک" بردو" تکست"!

سالها پیش دکتر سروش به نکته بسیار جالبی در مورد نوشته های فقها اشاره کرده بود.او ضمن گنگ و مبهم خواندن اغلب نوشته های فقهی مدعی می شود که روحانیت درطول تاریخ همواره نوشته های خود رابا استفاده از زبانی خاص (که اغلب عربی است) در هاله ای ازابهام و تقدس می پیچدوبا این کارسعی درپنهان داشتن محتوی ضعیف این مطالب دارند

به این چند جمله دقت کنید

"اگرمنسی جهر باشددرصلوات جهریه واخفات درصلوات اخفاتیه باشدمثلا"اجهرفی موضع الاخفات یااخفت فی موضع الاجهارنسیانا"یعنی بعدازآنکه فاتحه الکتاب را تمام کرد و واردجزء بعدی شده،متذکر شده که نسیانا وظیفه اش اجهاربودکه اخفات کرده یا برعکس"........

و

"امابعداز فعل منافی به غیر حدث مثلا اگراستدبار قبله باشد،آیا قبله جزءعقدمستثنی است وموجب بطلان صلات می باشد؟استنادابه قاعده لاتعاد و نسیان سلام قبل از فعل منافی وقبل از سکوت ماحی صلات موجب قاعده محل است و باید بیاورد.اما غیر این حالت نسیان سلام بعد ازفعل منافی بعدازسکوت ماحی صلات،چون فعل منافی در صلات واقع شده است،نمازباطل است و بایددوباره بیاورد.لکن بطلان صلات به واسطه ترک تسلیم نیست بلکه به واسطه وقوع فعل منافی در صلات است......

شماره 13 فصلنامه متین مقاله "قاعده لاتعاد" از آیت الله موسوی بجنوردی

اما ظاهرا عده ای با افتادن از آن سوی بام تلاش میکنند تاجهل و نادانی وناتوانی خود دراندیشیدن و نوشتن را با استفاده ازکلمات پر طمطراق و درعین حال بی معنی بپوشانند

این عده با استفاده از شیوه فقها اما اینبارباکلمات لاتین می کوشندکه به خواننده بقبولانند که انسانهایی فرهیخته هستند .

نوشته زیر یکی از این تلاشهاست.

......"مرداد۱۲۸۵(انقلاب مشروطیت) ۳۱تیر۱۳۳۱(انتصاب مجدد دکتر مصدق به نخست وزیری)۲۲بهمن ۱۳۵۷(پیروزی انقلاب اسلامی ایران) دوم خرداد۱۳۷۶(انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری) نقاط عطف درخشان و بیادماندنی ملت ایران محسوب می شوند.دوم خرداد ۱۳۷۶می توانست به رنسانس ایران تبدیل گردد ولی متاسفانه افراط وتفریط مشرق زمین یک بار دیگر گریبانگیر ایران شد وروند دموکراتیزاسیون واصلاحات را در ایران عقیم نمود. با وجود این بنا به اظهار نظر بسیاری از جامعه شناسان ، الیتها ، اقتصاد دانان و مردم دوران اصلاحات ، دورانی بسیار درخشان بود. دورانی که محمد خاتمی توانست المانهای جامعه مدنی (civil society) یعنی ازادی بیان واندیشه ، ایماژ ودیپلماسی ، تاسیس سازمانهای غیر دولتی (NGO) ، دسانترالیزه نمودن قدرت سیاسی ، پلورالیسم را بطور نسبی در جامعه و دولت تزریق نماید. البته استراکچر سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ایران همانطوری که تحمل اصلاحات قائم مقام ، امیر کبیر ودکتر مصدق را نداشت در مقابل اصلاحات محمد خاتمی نیز از صبر وحوصله لازم برخوردار نبود. روند دموکراتیزاسیون در کشورمان همانند دو امدادی است نه دو صد متر. دموکراسی یک شبه بوجود نمی اید ممکن است قرنها طول بکشد تادموکراسی در کشوری نهادینه شود. همانطوریکه این مهم در انگلیس وفرانسه اتفاق افتاد. بایک نگاه کلی وپریودیک می توان دموکراسی رادر کشور نهادینه کرد"...........

منبع سایت یزد فردا  http://www.yazdfarda.com/news/14739.html

رنسانس ایران،الیتها،المان،ایماژ،دسانترالیزه نمودن،استراکچر سیاسی،پریودیک 

نویسنده نوشته هایی را دیده است که در آنها ازواژه های لاتین استفاده میکنند اما به این نکته پی نبرده است که هنگامی از کلمات انگلیسی استفاده می شود که یا معادل فارسی برای آن واژه نباشد یا معادل مورد نظر مفهوم اصلی را به طور کامل به خواننده منتقل نکند .تمامی کلمات به کار رفته شده در متن بالا معادل فارسی دارند و معادلها نیز کاملا مفهوم واژه اصلی را می رسانند.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 9:13  توسط احمد  |